شمس الدين محمد كوسج

55

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

كه ما را چو فرزند و داماد بود * بر او روز و شب جان ما « 1 » شاد بود چو از راه دانش بپيچيد سر * نه سر ماند با او نه تاج و كمر بيا تا بگرديم يك با دگر * ببينيم تا كيست پيروز « 2 » گر اگر دست يا بى تو بر « 3 » من به كين * برآسايد از جنگ روى زمين به خنجر سرم را ز تن دور كن * ز خونم « 4 » ددان را همى « 5 » سور كن شود سربه‌سر شهر توران تو را * چو در خاك آرى ز زين « 6 » مر مرا وگر من شوم بر تو بر چيره‌دست * همان گرد كينه ز « 7 » ميدان نشست سرت را درآرم به خم كمند * كنم دست و پايت به آهن به بند ز درياى گنگت به راه افكنم * ز پشت نوندت « 8 » به چاه افكنم پى و بيخ رستم ز بن بركنم * به ايران همى آتش اندر زنم چو بشنيد پيران ز افراسياب * خروشان بيامد چو درياى آب به لشكرگهِ شاه ايران رسيد * خروشى چو شير ژيان بركشيد كه اى نامداران ايران‌زمين * ز من سوى خسرو بريد آفرين پيامى ز من نزد خسرو بريد * بگوييد با او و پاسخ دهيد « 9 » چو بشنيد گودرز كشوادگان * روان شد بر شاه آزادگان به خسرو چنين گفت كاى شهريار * سخن بشنو از من يكى گوش دار مرا گفت پيران ويسه‌نژاد * دلى پر ز كينه سرى پر ز باد « 10 » ز افراسياب آوريده پيام * به نزديك شاهنشه « 11 » نيك‌نام

--> ( 1 ) . ن : به دو جان من روز و شب . ( 2 ) . ن : فيروز . ( 3 ) . ن : يا بى ابر . ( 4 ) . ن : جسمم ؛ متن : ك ، م ، پ . ( 5 ) . ن : يكى . ( 6 ) . ن : ز تن . ( 7 ) . ن : به ؛ متن : ك ، م ، پ . ( 8 ) . ن : پرندت . ( 9 ) . ن : بكوشيد پاسخ ازو بشنويد . ( 10 ) . ن : داد . ( 11 ) . ن : كيخسرو .